das Nebenamt

Aussprache: /ˈneːbn̩ˌʔamt/
Worttrennung: Ne·ben·amt
اسم

شغل جانبی، سمت فرعی

Bedeutungen

1

یک شغل یا وظیفه اضافی که در کنار شغل اصلی انجام می‌شود و معمولاً اهمیت یا درآمد کمتری دارد.

  • Er übt ein Nebenamt als Schatzmeister im Sportverein aus.او شغل جانبی خزانه‌داری در باشگاه ورزشی را بر عهده دارد.
  • Viele Lehrer nehmen ein Nebenamt an, um ihr Einkommen aufzubessern.بسیاری از معلمان برای افزایش درآمد خود، سمتی فرعی را می‌پذیرند.
  • Das Nebenamt darf die Ausübung ihres Hauptberufes nicht beeinträchtigen.شغل جانبی نباید در انجام شغل اصلی او اختلال ایجاد کند.