die Nebenbeschäftigung
شغل دوم، شغل جانبی، کار پارهوقت
Bedeutungen
1
کاری که فرد علاوه بر شغل اصلی خود انجام میدهد، معمولاً به صورت پارهوقت یا در اوقات فراغت.
- Viele Studenten suchen sich eine Nebenbeschäftigung, um ihr Einkommen aufzubessern.بسیاری از دانشجویان برای افزایش درآمد خود به دنبال شغل جانبی هستند.
- Seine Nebenbeschäftigung als freiberuflicher Journalist erlaubt ihm, flexibel zu arbeiten.شغل جانبی او به عنوان روزنامهنگار آزاد به او اجازه میدهد تا به صورت انعطافپذیر کار کند.
- Die Hauptbeschäftigung ist Vollzeit, aber die Nebenbeschäftigung ist nur am Wochenende.شغل اصلی تمام وقت است، اما شغل جانبی فقط در آخر هفته است.