der Nebenjob

Aussprache: /ˈneːbn̩ˌdʒɔp/
Worttrennung: Ne·ben·job
اسم

شغل دوم

Bedeutungen

1

شغل دوم یا پاره‌وقت که فرد علاوه بر شغل اصلی خود برای کسب درآمد اضافی انجام می‌دهد.

  • Sie hat einen Nebenjob als Kellnerin am Wochenende.او آخر هفته‌ها به عنوان گارسون شغل دومی دارد.
  • Viele Studenten finanzieren ihr Studium durch einen Nebenjob.بسیاری از دانشجویان هزینه تحصیل خود را از طریق شغل دوم تأمین می‌کنند.
  • Sein Nebenjob hilft ihm, seine Rechnungen zu bezahlen.شغل دوم او به او کمک می‌کند تا صورت‌حساب‌هایش را پرداخت کند.