der Nebenmann

Aussprache: /ˈneːbn̩ˌman/
Worttrennung: Ne·ben·mann
اسم

مرد کناری، نفر بغلی

Bedeutungen

1

مردی که در کنار یا مجاورت فرد دیگری قرار دارد.

  • Er fragte seinen Nebenmann im Flugzeug, ob er das Fenster öffnen dürfe.او از مرد کناری‌اش در هواپیما پرسید که آیا می‌تواند پنجره را باز کند.
  • Der Nebenmann im Bus hörte aufmerksam dem Gespräch zu.مرد بغلی در اتوبوس با دقت به مکالمه گوش می‌داد.
  • Als Schiedsrichter achtet er besonders auf das Verhalten seiner Nebenmänner auf dem Spielfeld.او به عنوان داور، به رفتار همکاران کنار خود در زمین بازی توجه ویژه‌ای دارد.