der Nebochant
نادان، بیکفایت، بیاهمیت، کسی که واقعیتها یا نوآوریها را نادیده میگیرد
Beispiele
- [Hans Langreiter:] Es steht dem Kollegen Moser natürlich offen, über ''Nebochanten'' zu sprechen.[هانس لانگرایتر:] البته همکار موزر آزاد است که درباره افراد نادان صحبت کند.
- Über sieben Milliarden Menschen: Es gibt ja ''Nebochanten'', die vorgeben, sich das nicht vorstellen zu können, bitte schön, die müssen halt herumkugeln samt ihrem Völlegefühl.بیش از هفت میلیارد نفر: افرادی نادان وجود دارند که وانمود میکنند نمیتوانند این را تصور کنند، بفرمایید، آنها باید با احساس سیری خودشان بچرخند.