der Nervenarzt
متخصص مغز و اعصاب، نورولوژیست
Bedeutungen
1
پزشکی که در تشخیص و درمان اختلالات سیستم عصبی، شامل مغز، نخاع و اعصاب محیطی تخصص دارد.
- Der Nervenarzt diagnostizierte eine Migräne.متخصص مغز و اعصاب میگرن را تشخیص داد.
- Nach dem Unfall konsultierte sie einen Nervenarzt.پس از تصادف، او با یک متخصص مغز و اعصاب مشورت کرد.
- Der Nervenarzt verschrieb ihr Medikamente gegen die Nervenschmerzen.متخصص مغز و اعصاب برای او داروهایی برای دردهای عصبی تجویز کرد.