das Nervenkostüm

Aussprache: /ˈnɛʁfn̩kɔsˌtyːm/
Worttrennung: Ner·ven·ko·s·tüm
اسم

اعصاب، جهاز عصبی، وضعیت روحی و روانی

Bedeutungen

1

وضعیت روحی و روانی فرد، به ویژه در مواجهه با استرس یا فشار؛ تحمل روانی.

  • Nach dem Unfall war sein Nervenkostüm stark angegriffen.پس از حادثه، وضعیت روانی او به شدت آسیب دیده بود.
  • Diese Prüfung fordert ein stabiles Nervenkostüm.این امتحان به یک وضعیت روانی باثبات نیاز دارد.
  • Sie hat ein sehr robustes Nervenkostüm und lässt sich nicht leicht aus der Ruhe bringen.او وضعیت روانی بسیار قوی‌ای دارد و به راحتی آشفته نمی‌شود.
2

به طور کلی، دستگاه عصبی بدن.

  • Stress kann das gesamte Nervenkostüm belasten.استرس می‌تواند کل دستگاه عصبی را تحت فشار قرار دهد.
  • Ein gesunder Lebensstil ist gut für das Nervenkostüm.یک سبک زندگی سالم برای دستگاه عصبی خوب است.
  • Die Krankheit beeinträchtigte sein Nervenkostüm.این بیماری به دستگاه عصبی او آسیب رساند.