das Nervenkostüm
اعصاب، جهاز عصبی، وضعیت روحی و روانی
Bedeutungen
1
وضعیت روحی و روانی فرد، به ویژه در مواجهه با استرس یا فشار؛ تحمل روانی.
- Nach dem Unfall war sein Nervenkostüm stark angegriffen.پس از حادثه، وضعیت روانی او به شدت آسیب دیده بود.
- Diese Prüfung fordert ein stabiles Nervenkostüm.این امتحان به یک وضعیت روانی باثبات نیاز دارد.
- Sie hat ein sehr robustes Nervenkostüm und lässt sich nicht leicht aus der Ruhe bringen.او وضعیت روانی بسیار قویای دارد و به راحتی آشفته نمیشود.
2
به طور کلی، دستگاه عصبی بدن.
- Stress kann das gesamte Nervenkostüm belasten.استرس میتواند کل دستگاه عصبی را تحت فشار قرار دهد.
- Ein gesunder Lebensstil ist gut für das Nervenkostüm.یک سبک زندگی سالم برای دستگاه عصبی خوب است.
- Die Krankheit beeinträchtigte sein Nervenkostüm.این بیماری به دستگاه عصبی او آسیب رساند.