die Nervenkraft
قدرت اعصاب، توان روانی
Bedeutungen
1
توانایی فرد برای تحمل فشار روانی، استرس و شرایط دشوار بدون از دست دادن آرامش یا کارایی.
- Diese Prüfung erfordert viel Nervenkraft und Konzentration.این آزمون به قدرت اعصاب و تمرکز زیادی نیاز دارد.
- Er bewies große Nervenkraft, als er die Krise ruhig bewältigte.او هنگام مدیریت آرام بحران، قدرت اعصاب زیادی از خود نشان داد.
- Die ständige Kritik zehrte an seiner Nervenkraft.انتقادات مداوم از قدرت اعصاب او میکاست.