die Nervenkraft

Aussprache: /ˈnɛʁfn̩ˌkʁaft/
Worttrennung: Ner·ven·kraft
اسم

قدرت اعصاب، توان روانی

Bedeutungen

1

توانایی فرد برای تحمل فشار روانی، استرس و شرایط دشوار بدون از دست دادن آرامش یا کارایی.

  • Diese Prüfung erfordert viel Nervenkraft und Konzentration.این آزمون به قدرت اعصاب و تمرکز زیادی نیاز دارد.
  • Er bewies große Nervenkraft, als er die Krise ruhig bewältigte.او هنگام مدیریت آرام بحران، قدرت اعصاب زیادی از خود نشان داد.
  • Die ständige Kritik zehrte an seiner Nervenkraft.انتقادات مداوم از قدرت اعصاب او می‌کاست.