die Nervennahrung

Aussprache: /ˈnɛʁfn̩ˌnaːʁʊŋ/
Worttrennung: Ner·ven·nah·rung
اسم

غذای آرامش‌بخش اعصاب، خوراکی برای کاهش استرس

Bedeutungen

1

به طور مجازی، خوراکی‌ها یا نوشیدنی‌هایی که به فرد احساس آرامش می‌دهند یا استرس او را کاهش می‌دهند، اغلب به صورت کنایه‌آمیز یا شوخی به کار می‌رود.

  • Nach dem stressigen Tag war die Schokolade meine liebste Nervennahrung.بعد از روز پر استرس، شکلات غذای آرامش‌بخش اعصاب مورد علاقه من بود.
  • Ein heißer Tee kann als Nervennahrung dienen.یک چای داغ می‌تواند به عنوان غذای آرامش‌بخش اعصاب عمل کند.
  • Er braucht dringend etwas Nervennahrung, um sich zu beruhigen.او فوراً به مقداری خوراکی برای کاهش استرس نیاز دارد تا آرام شود.