der Neuankömmling
تازهوارد، مهاجر جدید، تازه از راه رسیده
Bedeutungen
1
شخصی که به تازگی به مکانی جدید (مانند یک شهر، کشور یا سازمان) وارد شده است.
- Der Neuankömmling musste sich erst einmal zurechtfinden.تازهوارد ابتدا باید راه خود را پیدا میکرد.
- Wir haben dem Neuankömmling geholfen, eine Wohnung zu finden.ما به تازهوارد کمک کردیم تا آپارتمانی پیدا کند.
- Die Schule organisiert ein Willkommensprogramm für jeden Neuankömmling.مدرسه برای هر تازهوارد یک برنامه خوشامدگویی ترتیب میدهد.