die Neubürgerin
شهروند تازهوارد (مونث)
Bedeutungen
1
زنی که به تازگی تابعیت یک کشور یا شهر را دریافت کرده است یا به تازگی به آنجا مهاجرت کرده و ساکن شده است.
- Die Neubürgerin lernte schnell die deutsche Sprache.شهروند تازهوارد به سرعت زبان آلمانی را یاد گرفت.
- Die Stadt organisierte ein Willkommensfest für alle Neubürgerinnen und Neubürger.شهر جشنی برای خوشامدگویی به تمام شهروندان تازهوارد برگزار کرد.
- Als Neubürgerin musste sie sich erst einmal im neuen Umfeld zurechtfinden.او به عنوان یک شهروند تازهوارد، ابتدا باید با محیط جدید خود آشنا میشد.