die Neuordnung

Aussprache: /ˈnɔɪ̯ˌʔɔrdnʊŋ/
Worttrennung: Neu·ord·nung
اسم

بازسازماندهی، نظم نوین

Bedeutungen

1

فرآیند یا نتیجه ایجاد یک ساختار، سیستم یا سازمان جدید؛ بازسازی یا سازماندهی مجدد.

  • Nach dem Krieg gab es eine umfassende Neuordnung der politischen Verhältnisse.پس از جنگ، بازسازماندهی گسترده‌ای در روابط سیاسی صورت گرفت.
  • Die Firma plant eine Neuordnung ihrer Abteilungen, um effizienter zu arbeiten.شرکت برای کارآمدتر شدن، بازسازماندهی بخش‌های خود را برنامه‌ریزی می‌کند.
  • Die Neuordnung des Schulsystems stieß auf Kritik.نظم نوین نظام آموزشی با انتقاداتی روبرو شد.