اسم
تازهوارد، تازهکار، نوپا
جملات نمونه برای Newcomer:
„Die beiden verbliebenen Hauptgesichter von Union und SPD im Ausschuss sind ''Newcomer'' im Betrieb der Untersuchungsausschüsse.“
دو چهره اصلی باقیمانده از اتحادیه و حزب سوسیال دموکرات در کمیته، تازهوارد در کار کمیتههای تحقیق هستند.