die Nichtachtung

Aussprache: /ˈnɪçtˌaxtʊŋ/
Worttrennung: Nicht·ach·tung
اسم

بی‌اعتنایی، نادیده‌انگاری، عدم توجه

Bedeutungen

1

عدم توجه یا اهمیت دادن به چیزی یا کسی؛ بی‌توجهی عمدی یا سهوی.

  • Seine Nichtachtung der Regeln führte zu Konsequenzen.بی‌توجهی او به قوانین منجر به عواقبی شد.
  • Die Nichtachtung seiner Gefühle verletzte ihn tief.نادیده‌انگاری احساساتش او را عمیقاً آزرده کرد.
  • Aus Nichtachtung des Verbots betrat er das gesperrte Gebiet.به دلیل بی‌اعتنایی به ممنوعیت، او وارد منطقه ممنوعه شد.