die Nichtachtung
بیاعتنایی، نادیدهانگاری، عدم توجه
Bedeutungen
1
عدم توجه یا اهمیت دادن به چیزی یا کسی؛ بیتوجهی عمدی یا سهوی.
- Seine Nichtachtung der Regeln führte zu Konsequenzen.بیتوجهی او به قوانین منجر به عواقبی شد.
- Die Nichtachtung seiner Gefühle verletzte ihn tief.نادیدهانگاری احساساتش او را عمیقاً آزرده کرد.
- Aus Nichtachtung des Verbots betrat er das gesperrte Gebiet.به دلیل بیاعتنایی به ممنوعیت، او وارد منطقه ممنوعه شد.