der Niedergang
سقوط، زوال، انحطاط؛ پلکان (کشتی)، نردبان (کشتی)
Bedeutungen
1
فرایند زوال، انحطاط، افول یا سقوط یک تمدن، امپراتوری، سازمان یا فرد؛ پایان دوران شکوفایی.
- Der Niedergang des Römischen Reiches war ein langer Prozess.سقوط امپراتوری روم فرایندی طولانی بود.
- Viele Experten diskutieren über den möglichen Niedergang der westlichen Kultur.بسیاری از کارشناسان در مورد زوال احتمالی فرهنگ غربی بحث میکنند.
- Der Niedergang des Unternehmens begann mit schlechten Managemententscheidungen.انحطاط شرکت با تصمیمات مدیریتی ضعیف آغاز شد.
2
پلکان یا نردبانی که در کنار بدنه کشتی قرار دارد و برای بالا و پایین رفتن از کشتی به قایق یا اسکله استفاده میشود.
- Der Seemann stieg über den Niedergang an Bord des Schiffes.ملوان از طریق پلکان کنار کشتی سوار کشتی شد.
- Bitte benutzen Sie den Niedergang, um das Boot zu verlassen.لطفاً برای ترک قایق از نردبان کنار آن استفاده کنید.
- Der Niedergang war bei starkem Seegang schwer zu benutzen.استفاده از پلکان در دریای متلاطم دشوار بود.