das Niemandsland
سرزمین بیطرف، منطقه ممنوعه
Bedeutungen
1
منطقهای که متعلق به هیچ کشوری نیست یا تحت کنترل هیچ قدرتی قرار ندارد، اغلب در مناطق مرزی یا مناطق جنگی.
- Zwischen den beiden Schützengräben lag ein gefährliches Niemandsland.بین دو سنگر، یک سرزمین بیطرف خطرناک قرار داشت.
- Das Niemandsland war stark vermint und unpassierbar.منطقه ممنوعه به شدت مینگذاری شده و غیرقابل عبور بود.
- Nach dem Krieg wurde das Niemandsland langsam wieder besiedelt.پس از جنگ، سرزمین بیطرف به آرامی دوباره مسکونی شد.
2
به صورت مجازی، وضعیتی از عدم قطعیت یا بلاتکلیفی؛ فضایی که در آن هیچکس مسئولیت یا مالکیت ندارد.
- Die Verhandlungen steckten in einem politischen Niemandsland fest.مذاکرات در یک وضعیت بلاتکلیفی سیاسی گیر کرده بود.
- Nach dem Zusammenbruch der Firma befanden sich die Mitarbeiter in einem Niemandsland.پس از ورشکستگی شرکت، کارکنان در وضعیتی نامشخص قرار گرفتند.
- Dieses Projekt bewegt sich in einem rechtlichen Niemandsland.این پروژه در یک فضای حقوقی نامشخص در حال حرکت است.