die Nische
فرورفتگی دیوار، گوشه دنج، جایگاه مناسب
Beispiele
- An der einen Wand hing eine ganze Pfeifensammlung; in einer ''Nische'' standen Nargilehs und kupferne Tabaksgefäße, und eine zweite ''Nische'' war als Bücherschrank eingerichtet.به یکی از دیوارها مجموعه کاملاً بزرگی از پیپها آویزان بود؛ در یک فرورفتگی، قلیانها و ظرفهای تنباکوی مسی قرار داشت و فرورفتگی دوم به عنوان قفسه کتاب چیده شده بود.