اسم
ممنوع، تابو، کاری که نباید انجام داد
جملات نمونه برای No-Go:
Beim Kirchgang sind bauchfreie Tops und Flipflops ein absolutes ''No-Go.''
در کلیسا، تاپهای کوتاه و دمپایی کاملاً ممنوع هستند.
„Sie duldet auch Nebensätze, Fremdwörter und andere ''No-Gos'' der Leichten Sprache.“
«او همچنین جملات فرعی، کلمات خارجی و دیگر ممنوعیتهای زبان ساده را تحمل میکند.»