اسم
چادرنشین، کوچنشین، نوماد
جملات نمونه برای Nomade:
Die Tuareg in Afrika sind ''Nomaden.''
طوایف توارگ در آفریقا کوچنشین هستند.
Einige Regierungen versuchen die ''Nomaden'' sesshaft zu machen.
برخی دولتها تلاش میکنند کوچنشینها را یکجانشین کنند.
„Immer öfter hatten die Holzhütten runde Pagodendächer, die Augen der Menschen schienen schmaler, in der Leere des Landes waren immer mehr Jurten kirgisischer ''Nomaden'' aufgeschlagen.“
«هرچه بیشتر کلبههای چوبی سقفهای پاگدای گرد داشتند، چشمهای مردم باریکتر به نظر میرسید، در برهوت سرزمین، چادرهای بیشتری از عشایر قرقیز برپا شده بود.»