die Nordländerin
زن اهل شمال اروپا، زن شمالی
Bedeutungen
1
زنی که اهل کشورهای شمال اروپا (مانند سوئد، نروژ، دانمارک، فنلاند، ایسلند) است.
- Die Nordländerin erzählte von den langen Wintern in ihrer Heimat.زن شمالی از زمستانهای طولانی در وطن خود تعریف کرد.
- Als Nordländerin war sie an Kälte gewöhnt.به عنوان یک زن شمالی، او به سرما عادت داشت.
- Die Touristin aus dem Norden, eine echte Nordländerin, genoss die Sonne.گردشگر اهل شمال، یک زن شمالی واقعی، از آفتاب لذت برد.