der Nordrand
حاشیه شمالی، مرز شمالی
Bedeutungen
1
لبه، مرز یا قسمت انتهایی یک منطقه یا شیء در سمت شمال.
- Das Dorf liegt am Nordrand des Waldes.این روستا در حاشیه شمالی جنگل قرار دارد.
- Die Expedition erreichte den Nordrand des Gebirges.این هیئت اکتشافی به مرز شمالی رشته کوه رسید.
- Am Nordrand der Stadt gibt es ein neues Einkaufszentrum.در حاشیه شمالی شهر یک مرکز خرید جدید وجود دارد.