die Nordseesehnsucht

Aussprache: /ˈnɔʁtˌzeːˌzeːnzʊxt/
Worttrennung: Nord·see·sehn·sucht
اسم

اشتیاق به دریای شمال

Bedeutungen

1

احساس دلتنگی و اشتیاق شدید برای دریای شمال، معمولاً در افرادی که دور از آن زندگی می‌کنند یا خاطرات خوبی از آن دارند.

  • Im Sommer überkommt ihn oft die Nordseesehnsucht.در تابستان، اغلب اشتیاق به دریای شمال او را فرا می‌گیرد.
  • Die Gedichte drücken eine tiefe Nordseesehnsucht aus.این شعرها اشتیاق عمیقی به دریای شمال را بیان می‌کنند.
  • Seine Bilder sind von einer melancholischen Nordseesehnsucht geprägt.نقاشی‌های او تحت تأثیر اشتیاق مالیخولیایی به دریای شمال قرار دارند.