اسم
استاندارد، معیار، بنزین معمولی
جملات نمونه برای Normal:
Man kann ein ''Normal'' verwenden, das möglichst geringe Ausdehnung hat, also z. B. geschmolzenen Quarz, dessen Ausdehnungskoeffizient bereits genügend genau bekannt ist, so daß man ihn nicht gesondert zu bestimmen braucht.
میتوان از یک «استاندارد» استفاده کرد که کمترین انبساط ممکن را داشته باشد، یعنی مثلاً کوارتز مذاب که ضریب انبساط آن به اندازه کافی دقیق مشخص شده است، به طوری که نیازی به تعیین جداگانه آن نباشد.