اسم
تنگدستی، سختی، اضطرار، خطر
جملات نمونه برای Not:
Es herrschte eine große ''Not'' in der Bevölkerung.
تنگدستی و سختی بزرگی در میان مردم حکمفرما بود.
Der Mann in der Gletscherspalte ist in ''Not.''
مردی که در شکاف یخچال طبیعی (کوه) افتاده، در خطر است.
Die Psychologin war der erste Mensch, der sich für ihre ''Not'' interessierte.
روانشناس اولین انسانی بود که به سختیها و مشکلات او علاقهمند شد.