اسم
پزشک اورژانس، دکتر اورژانس
جملات نمونه برای Notarzt:
Der ''Notarzt'' traf 20 Minuten nach dem Unfall ein und konnte den Verletzten versorgen.
پزشک اورژانس ۲۰ دقیقه پس از تصادف رسید و توانست به مصدوم رسیدگی کند.
„Der ''Notarzt'' entdeckt zudem, was der geschockte Ehemann gar nicht wahrgenommen hat.“
علاوه بر این، پزشک اورژانس متوجه چیزی میشود که همسر شوکهزده اصلا متوجه آن نشده بود.