اسم
راه حل موقت، چارهی موقتی، تدبیر اضطراری
جملات نمونه برای Notbehelf:
„Damit mochte zusammenhängen, daß man nirgends Anstalten zu einer gründlichen Wiederherstellung traf, sondern mit jedem ''Notbehelf'' vorlieb nahm.“
اینکه هیچ تلاشی برای بازسازی اساسی صورت نگرفت، بلکه به هر راه حل موقتی بسنده شد، ممکن است به این موضوع مربوط باشد.