„Nach Kriegsende formierte sich recht schnell wieder eine Pfarrjugend, die im Schatten der Kirchenruine eine ''Notkapelle'' errichtete.“
«پس از پایان جنگ، جوانان کلیسا به سرعت دوباره سازماندهی شدند و در سایه ویرانههای کلیسا یک نمازخانه اضطراری برپا کردند.»
„Zum 1. Januar 1870 kam von St. Leonard der Kaplan Dr. Heinrich Rody, der dann schon zu Christi Himmelfahrt 1871 eine Fachwerk-''Notkapelle'', vorher als Malerwerkstatt genutzt und von der Gemeinde für 1000 Gulden gekauft, Ecke Berger- und Eichwaldstraße (damals noch Gelnhäuser Straße und Waldstraße) erbaut, mit einem Dachreiter und Glöckchen versehen hatte und für den Gottesdienst für 300 Leute nutzen konnte.“
«در اول ژانویه ۱۸۷۰، کشیش دکتر هاینریش رودی از سنت لئونارد آمد، که سپس در روز عید عروج مسیح ۱۸۷۱، یک نمازخانه اضطراری چوبی، که قبلاً به عنوان کارگاه نقاشی استفاده میشد و توسط جامعه به قیمت ۱۰۰۰ گلدن خریداری شده بود، در گوشه خیابانهای برگر و آیشوالد (آن زمان هنوز خیابانهای گلنهاوزر و والدشتراسه) ساخت، آن را با یک برجک کوچک و زنگوله مجهز کرد و میتوانست برای ۳۰۰ نفر برای مراسم مذهبی استفاده کند.»
„So besuchten diese Familien den Gottesdienst in Bitterfeld oder Delitzsch, bevor sie in Eigenleistung eine kleine ''Notkapelle'' baute.“
«بنابراین این خانوادهها در بیتِرفلد یا دلیتسچ در مراسم مذهبی شرکت میکردند، قبل از اینکه خودشان یک نمازخانه اضطراری کوچک بسازند.»