die Oberflächennähe

Aussprache: /ˈoːbɐˌflɛçənˌnɛːə/
Worttrennung: Ober·flä·chen·nä·he
اسم

نزدیکی به سطح، مجاورت سطح

Bedeutungen

1

موقعیت یا حالت قرار گرفتن در نزدیکی یک سطح، چه فیزیکی و چه انتزاعی.

  • Die Oberflächennähe des Materials ermöglicht eine schnelle Reaktion.نزدیکی ماده به سطح، واکنش سریع را ممکن می‌سازد.
  • Die Messung in Oberflächennähe ist für die Qualitätskontrolle entscheidend.اندازه‌گیری در نزدیکی سطح برای کنترل کیفیت حیاتی است.
  • Die Oberflächennähe des Problems macht es für viele Menschen verständlich.ملموس بودن (نزدیکی به سطح درک) این مشکل، آن را برای بسیاری از مردم قابل فهم می‌کند.