die Oberflächenstruktur

Aussprache: /ˈoːbɐflɛçn̩ˌʃtruktuːɐ̯/
Worttrennung: Ober·flä·chen·struk·tur
اسم

ساختار سطحی (در زبان‌شناسی یا مواد)

Bedeutungen

1

در زبان‌شناسی، به ساختار دستوری ظاهری و قابل مشاهده یک جمله گفته می‌شود که از ترکیب واژگان و قواعد نحوی حاصل می‌شود. در علوم مواد یا فیزیک، به ساختار لایه بیرونی یا سطح یک ماده اشاره دارد.

  • Die Oberflächenstruktur des Metalls wurde analysiert.ساختار سطحی فلز تجزیه و تحلیل شد.
  • In der Linguistik unterscheidet man zwischen Oberflächenstruktur und Tiefenstruktur.در زبان‌شناسی بین ساختار سطحی و ساختار عمیق تمایز قائل می‌شوند.
  • Die Oberflächenstruktur des Gesteins war rau und uneben.ساختار سطحی سنگ ناهموار و پستی و بلندی‌دار بود.