der Oberkörper

Aussprache: /ˈoːbɐˌkœrpɐ/
Worttrennung: Ober·kör·per
اسم

بالاتنه

Bedeutungen

1

بخش بالایی بدن انسان یا حیوان، از کمر به بالا، شامل قفسه سینه، شکم و پشت.

  • Der Oberkörper des Mannes war muskulös.بالاتنه مرد عضلانی بود.
  • Sie trug ein enges Kleid, das ihren Oberkörper betonte.او لباسی تنگ پوشیده بود که بالاتنه‌اش را برجسته می‌کرد.
  • Beim Schwimmen bewegt man hauptsächlich den Oberkörper und die Arme.در هنگام شنا، عمدتاً بالاتنه و بازوها حرکت می‌کنند.