die Obliquität

Aussprache: /oblikviˈtɛːt/
Worttrennung: Ob·li·qui·tät
اسم

کجی، انحراف، وضعیت نامنظم

Bedeutungen

1

میزان انحراف یا کجی یک زاویه یا خط نسبت به یک خط یا صفحه مرجع. در نجوم به زاویه بین صفحه مداری یک جرم آسمانی و صفحه مداری زمین (دایرةالبروج) اشاره دارد.

  • Die Obliquität der Ekliptik ändert sich langsam über Jahrtausende.کجی دایرةالبروج در طول هزاران سال به آرامی تغییر می‌کند.
  • Astronomen berechnen die Obliquität der Planetenbahnen.ستاره‌شناسان کجی مدارهای سیارات را محاسبه می‌کنند.
  • Die Obliquität der Erdachse ist für die Jahreszeiten verantwortlich.کجی محور زمین مسئول فصول است.
2

به طور کلی، به وضعیت نامنظم، کج یا غیرعادی بودن چیزی اشاره دارد.

  • Die Obliquität seiner Argumentation war offensichtlich.نامنظم بودن استدلال او آشکار بود.
  • Manchmal zeigt die Statistik eine gewisse Obliquität.گاهی اوقات آمار انحراف خاصی را نشان می‌دهد.
  • Die Obliquität der Form deutete auf einen Fehler hin.کجی شکل نشان‌دهنده یک خطا بود.