die Obsessivität

Aussprache: /ˌɔpsɛsiviˈtɛːt/
Worttrennung: Ob·ses·si·vi·tät
اسم

وسواس‌گونه بودن، اجبارگونه بودن

Bedeutungen

1

ویژگی یا حالت داشتن افکار، احساسات یا رفتارهای تکراری و اجباری که کنترل آن‌ها دشوار است؛ تمایل به تمرکز شدید و غیرعادی بر روی یک موضوع یا ایده.

  • Seine Obsessivität mit Details machte die Arbeit sehr langsam.وسواس او نسبت به جزئیات، کار را بسیار کند می‌کرد.
  • Die Obsessivität des Künstlers spiegelte sich in seinen komplexen Werken wider.وسواس‌گونه بودن هنرمند در آثار پیچیده او منعکس شده بود.
  • Manchmal kann eine leichte Obsessivität zu großer Produktivität führen, aber zu viel ist schädlich.گاهی اوقات وسواس جزئی می‌تواند منجر به بهره‌وری زیاد شود، اما زیاده‌روی مضر است.