das Ofenbett
تخت اجاق، نیمکت گرمشونده
Bedeutungen
1
بخشی از یک اجاق یا شومینه که به گونهای طراحی شده است که گرمای حاصل از آتش را جذب کرده و به عنوان مکانی برای نشستن یا دراز کشیدن گرم عمل کند.
- Im alten Bauernhaus gab es ein gemütliches Ofenbett neben dem Kamin.در خانه روستایی قدیمی، یک تخت اجاق دنج کنار شومینه وجود داشت.
- Die Kinder liebten es, auf dem warmen Ofenbett zu spielen.بچهها دوست داشتند روی نیمکت گرمشونده بازی کنند.
- Das Ofenbett bot eine angenehme Wärme an kalten Wintertagen.تخت اجاق در روزهای سرد زمستان گرمای مطبوعی ارائه میداد.