das Ofenbett

Aussprache: /ˈoːfn̩ˌbɛt/
Worttrennung: Ofen·bett
اسم

تخت اجاق، نیمکت گرم‌شونده

Bedeutungen

1

بخشی از یک اجاق یا شومینه که به گونه‌ای طراحی شده است که گرمای حاصل از آتش را جذب کرده و به عنوان مکانی برای نشستن یا دراز کشیدن گرم عمل کند.

  • Im alten Bauernhaus gab es ein gemütliches Ofenbett neben dem Kamin.در خانه روستایی قدیمی، یک تخت اجاق دنج کنار شومینه وجود داشت.
  • Die Kinder liebten es, auf dem warmen Ofenbett zu spielen.بچه‌ها دوست داشتند روی نیمکت گرم‌شونده بازی کنند.
  • Das Ofenbett bot eine angenehme Wärme an kalten Wintertagen.تخت اجاق در روزهای سرد زمستان گرمای مطبوعی ارائه می‌داد.