der Ofenkäse

Aussprache: /ˈoːfn̩ˌkɛːzə/
Worttrennung: Ofen·kä·se
اسم

پنیر تنوری (نوعی پنیر نرم که در فر پخته می‌شود و معمولاً روی آن را به صورت ضربدری برش می‌دهند)

Bedeutungen

1

نوعی پنیر نرم (مانند پنیر بری یا کاممبر) که معمولاً قبل از سرو در فر پخته می‌شود و اغلب روی آن را برش می‌دهند تا گرمای بیشتری به داخل آن نفوذ کند و با نان یا سبزیجات سرو می‌شود.

  • Wir bestellen heute Abend zum Abendessen einen leckeren Ofenkäse.ما امشب برای شام یک پنیر تنوری خوشمزه سفارش می‌دهیم.
  • Der geschmolzene Ofenkäse mit Rosmarin war ein Genuss.پنیر تنوری آب‌شده با رزماری لذت‌بخش بود.
  • Am besten schmeckt der Ofenkäse, wenn er noch warm ist.پنیر تنوری زمانی که هنوز گرم است، بهترین طعم را دارد.