die Ofenkartoffel

Aussprache: /ˈoːfn̩kaʁˌtɔfl̩/
Worttrennung: Ofen·kar·tof·fel
اسم

سیب‌زمینی تنوری

Bedeutungen

1

یک سیب‌زمینی کامل که در فر پخته شده و معمولاً با کره، خامه ترش، پنیر یا مواد دیگر سرو می‌شود.

  • Ich hätte gerne eine Ofenkartoffel mit Sour Cream.من یک سیب‌زمینی تنوری با خامه ترش می‌خواهم.
  • Die Ofenkartoffel wurde im Ofen bei 200 Grad Celsius gebacken.سیب‌زمینی تنوری در دمای ۲۰۰ درجه سانتی‌گراد در فر پخته شد.
  • Als Beilage gibt es heute eine leckere Ofenkartoffel.امروز به عنوان غذای جانبی، یک سیب‌زمینی تنوری خوشمزه داریم.