die Offiziersanwärterin
کارآموز افسری (مونث)، نامزد افسری (مونث)
Bedeutungen
1
زنی که در حال گذراندن دوره آموزشی نظامی برای تبدیل شدن به افسر است.
- Die junge Offiziersanwärterin absolvierte ihre Grundausbildung mit Bravour.کارآموز جوان افسری، دوره آموزشی پایه خود را با شایستگی به پایان رساند.
- Als Offiziersanwärterin muss sie strenge körperliche und geistige Anforderungen erfüllen.او به عنوان کارآموز افسری، باید الزامات سخت جسمی و ذهنی را برآورده کند.
- Die Offiziersanwärterinnen bereiten sich auf ihre zukünftigen Führungsaufgaben vor.کارآموزان افسری خود را برای وظایف رهبری آینده آماده میکنند.