die Olympiateilnehmerin
شرکتکننده زن در المپیک
Bedeutungen
1
زن ورزشکاری که در بازیهای المپیک شرکت کرده است، صرف نظر از کسب مدال.
- Die Olympiateilnehmerin berichtete von ihren Erfahrungen.شرکتکننده زن المپیک از تجربیاتش گزارش داد.
- Jede Olympiateilnehmerin hat hart trainiert, um hier zu sein.هر شرکتکننده زن المپیک برای حضور در اینجا سخت تمرین کرده است.
- Die junge Olympiateilnehmerin war aufgeregt vor ihrem ersten Wettkampf.شرکتکننده زن جوان المپیک قبل از اولین مسابقه خود هیجانزده بود.