der Opferanwalt
وکیل قربانی، وکیل مدافع قربانی
Beispiele
- Ein ''Opferanwalt'' hält eine Petition in Fernsehkameras, die sie an Präsident Obama gesandt haben.یک وکیل قربانی طوماری را جلوی دوربینهای تلویزیون نگه میدارد که آن را برای رئیسجمهور اوباما فرستادهاند.