die Opferfamilie
خانواده قربانی
Bedeutungen
1
خانوادهای که یکی یا چند نفر از اعضای آن قربانی یک حادثه، جرم یا فاجعه شدهاند.
- Die Opferfamilie erhält psychologische Unterstützung nach dem tragischen Unfall.خانواده قربانی پس از حادثه غمانگیز، حمایت روانی دریافت میکنند.
- Die Gemeinschaft sammelte Spenden für die notleidende Opferfamilie.جامعه برای خانواده قربانی که در مضیقه بود، کمکهای مالی جمعآوری کرد.
- Der Täter wurde identifiziert, aber die Opferfamilie leidet immer noch unter den Folgen.عامل جرم شناسایی شد، اما خانواده قربانی همچنان از عواقب آن رنج میبرد.