das Opferlamm

Aussprache: /ˈɔpfɐˌlam/
Worttrennung: Op·fer·lamm
اسم

بره قربانی، قربانی بی‌گناه

Bedeutungen

1

بره‌ای که طبق سنت‌های مذهبی یا آیینی به عنوان قربانی تقدیم می‌شود.

  • Das Opferlamm wurde feierlich zum Altar geführt.بره قربانی با تشریفات به سوی محراب هدایت شد.
  • In der jüdischen Tradition spielt das Opferlamm eine wichtige Rolle.در سنت یهودی، بره قربانی نقش مهمی ایفا می‌کند.
  • Die Zeremonie beinhaltete die Schlachtung eines Opferlamms.این مراسم شامل ذبح یک بره قربانی بود.
2

شخصی که به ناحق مورد سرزنش یا مجازات قرار می‌گیرد و مسئولیت اشتباه دیگران را به دوش می‌کشد.

  • Er wurde zum Opferlamm für das Versagen des gesamten Teams gemacht.او قربانی بی‌گناه شکست کل تیم شد.
  • Die Politik benutzte den kleinen Angestellten als Opferlamm, um von eigenen Fehlern abzulenken.سیاستمداران از کارمند جزء به عنوان قربانی بی‌گناه استفاده کردند تا از اشتباهات خود منحرف شوند.
  • Sie fühlte sich wie ein Opferlamm, das für die Sünden anderer bestraft wurde.او احساس می‌کرد قربانی بی‌گناهی است که به خاطر گناهان دیگران مجازات شده است.