der Ordensname
نام رهبانی، نام صومعهای (نامی که فرد هنگام ورود به یک فرقه یا صومعه مذهبی انتخاب میکند)
Beispiele
- Mein Cousin Hermann, den ich als Jugendlicher nur einmal in meinem Leben gesehen hatte, war Mönch in einem rheinischen Kloster geworden und hatte den ''Ordensnamen'' Eusebius angenommen.پسرعمویم هرمان، که در نوجوانی فقط یک بار در زندگیام او را دیده بودم، راهب یک صومعه در راین شده بود و نام رهبانی اوزبیوس را برگزیده بود.