der Ordnungsfimmel
وسواس نظم و ترتیب، علاقه افراطی به نظم و آراستگی
Bedeutungen
1
تمایل یا وسواس شدید و غیرعادی به نظم، پاکیزگی و مرتب بودن همه چیز؛ گاهی به صورت طنزآمیز یا انتقادی به کار میرود.
- Mein Vater hat einen ziemlichen Ordnungsfimmel und putzt jeden Tag.پدر من وسواس نظم و ترتیب شدیدی دارد و هر روز تمیز میکند.
- Ihr Ordnungsfimmel sorgt dafür, dass alles immer an seinem Platz ist.وسواس نظم او باعث میشود که همه چیز همیشه سر جای خود باشد.
- Manche Leute finden seinen Ordnungsfimmel anstrengend.برخی افراد وسواس نظم او را خستهکننده میدانند.