das Ordnungsmittel

Aussprache: /ˈɔʁdnʊŋsˌmɪtl̩/
Worttrennung: Ord·nungs·mit·tel
اسم

اقدامات انضباطی، مجازات‌های انضباطی

Bedeutungen

1

اقدامات یا مجازات‌هایی که برای حفظ نظم و انضباط در یک سازمان، مدرسه یا جامعه به کار گرفته می‌شوند.

  • Die Schule hat verschiedene Ordnungsmittel gegen störende Schüler.مدرسه اقدامات انضباطی مختلفی علیه دانش‌آموزان مزاحم دارد.
  • Ein Verweis kann ein mildes Ordnungsmittel sein.توبیخ می‌تواند یک اقدام انضباطی ملایم باشد.
  • Die Anwendung von Ordnungsmitteln muss immer verhältnismäßig sein.استفاده از اقدامات انضباطی باید همیشه متناسب باشد.