die Organologie
ارگانولوژی، علم الاعضا، شناخت اندامها
Bedeutungen
1
شاخهای از زیستشناسی که به مطالعه ساختار، عملکرد و تکامل اندامها در موجودات زنده میپردازد.
- Die Organologie ist ein wichtiger Teil der Anatomie.ارگانولوژی بخش مهمی از کالبدشناسی است.
- Er hat seine Doktorarbeit über die Organologie des Herzens geschrieben.او پایاننامه دکترای خود را در مورد علم الاعضای قلب نوشت.
- Die Organologie hilft uns, die Komplexität des Lebens zu verstehen.ارگانولوژی به ما کمک میکند تا پیچیدگی زندگی را درک کنیم.