die Organologie

Aussprache: /ˌɔrɡanoˌloˈɡiː/
Worttrennung: Or·ga·no·lo·gie
اسم

ارگانولوژی، علم الاعضا، شناخت اندام‌ها

Bedeutungen

1

شاخه‌ای از زیست‌شناسی که به مطالعه ساختار، عملکرد و تکامل اندام‌ها در موجودات زنده می‌پردازد.

  • Die Organologie ist ein wichtiger Teil der Anatomie.ارگانولوژی بخش مهمی از کالبدشناسی است.
  • Er hat seine Doktorarbeit über die Organologie des Herzens geschrieben.او پایان‌نامه دکترای خود را در مورد علم الاعضای قلب نوشت.
  • Die Organologie hilft uns, die Komplexität des Lebens zu verstehen.ارگانولوژی به ما کمک می‌کند تا پیچیدگی زندگی را درک کنیم.