die Orientalin
زن شرقی، بانوی اهل شرق
Bedeutungen
1
زن اهل کشورهای شرقی، به ویژه خاورمیانه یا آسیای شرقی.
- Die Orientalin trug einen wunderschönen Seidenschal.آن زن شرقی یک شال ابریشمی زیبا به تن داشت.
- Als Orientalin kannte sie viele traditionelle Rezepte.او به عنوان یک زن شرقی، بسیاری از دستور پختهای سنتی را میشناخت.
- Die Orientalin lächelte freundlich und bot uns Tee an.آن زن شرقی با مهربانی لبخند زد و به ما چای تعارف کرد.