die Orientalistin
خاورشناس (زن)
Bedeutungen
1
زن متخصص در زمینه زبانها، فرهنگها، تاریخ و جوامع کشورهای خاورمیانه و خاور نزدیک (شرق).
- Die Orientalistin gab eine faszinierende Analyse der arabischen Poesie.خاورشناس زن، تحلیلی جذاب از شعر عربی ارائه داد.
- Als junge Orientalistin reiste sie viel durch den Nahen Osten.او به عنوان یک خاورشناس جوان، سفرهای زیادی به خاورمیانه داشت.
- Die Konferenz brachte führende Orientalistinnen aus aller Welt zusammen.این کنفرانس خاورشناسان برجسته زن از سراسر جهان را گرد هم آورد.