das Ortsamt
اداره محلی، بخشداری
Bedeutungen
1
یک اداره دولتی محلی که مسئولیت رسیدگی به امور اداری و خدماتی در یک منطقه یا شهر خاص را بر عهده دارد.
- Für die Anmeldung musste ich zum Ortsamt gehen.برای ثبت نام، مجبور شدم به اداره محلی بروم.
- Das Ortsamt ist für die Genehmigung von Bauanträgen zuständig.اداره محلی مسئول تأیید درخواستهای ساخت و ساز است.
- Die Bürger können ihre Anliegen beim Ortsamt vorbringen.شهروندان میتوانند درخواستهای خود را در اداره محلی مطرح کنند.