das Ortsamt

Aussprache: /ˈɔʁtsˌamt/
Worttrennung: Ort·s·amt
اسم

اداره محلی، بخشداری

Bedeutungen

1

یک اداره دولتی محلی که مسئولیت رسیدگی به امور اداری و خدماتی در یک منطقه یا شهر خاص را بر عهده دارد.

  • Für die Anmeldung musste ich zum Ortsamt gehen.برای ثبت نام، مجبور شدم به اداره محلی بروم.
  • Das Ortsamt ist für die Genehmigung von Bauanträgen zuständig.اداره محلی مسئول تأیید درخواست‌های ساخت و ساز است.
  • Die Bürger können ihre Anliegen beim Ortsamt vorbringen.شهروندان می‌توانند درخواست‌های خود را در اداره محلی مطرح کنند.