اسم
منطقه مسکونی، آبادی، روستا یا شهر کوچک
جملات نمونه برای Ortschaft:
Nach 10 km taucht dann linker Hand eine ''Ortschaft'' auf.
بعد از ۱۰ کیلومتر، سمت چپ یک منطقه مسکونی پدیدار میشود.
„Doch auch die Bertinis waren auf seltsame Weise mit der ''Ortschaft'' verbunden.“
«اما برتیها نیز به روشی عجیب با آن آبادی پیوند خورده بودند.»