der Ortskundiger
فرد آشنا به محل، بومی، راه بلد
Beispiele
- Ein ''Ortskundiger'' zeigte ihnen den Weg zum Pfarrhof.یک فرد آشنا به محل راه کلیسا را به آنها نشان داد.
- Baden geht allerdings nur mit ''Ortskundigen'' – sonst steigt man in eine Stelle mit sechzig Grad und wird gegart.اما حمام کردن فقط با افراد آشنا به محل امکانپذیر است – در غیر این صورت وارد مکانی با شصت درجه میشوید و پخته میشوید.