der Ortsverein

Aussprache: /ˈɔʁt͡sˌfɛʁaɪ̯n/
Worttrennung: Orts·ver·ein
اسم

انجمن محلی، شعبه محلی حزب/سازمان

Beispiele

  • In vielen Dörfern und Städten beleben die ''Ortsvereine'' das gesellschaftliche und kulturelle Leben.در بسیاری از روستاها و شهرها، انجمن‌های محلی زندگی اجتماعی و فرهنگی را زنده می‌کنند.
  • Bis klar ist, wie viele den altmodischen Weg über Aufnahmeanträge bei den ''Ortsvereinen'' gewählt haben, vergehen noch einige Wochen.تا زمانی که مشخص شود چه تعداد از افراد راه قدیمی و از مد افتاده را از طریق درخواست عضویت در انجمن‌های محلی انتخاب کرده‌اند، هنوز چند هفته باقی مانده است.